منتظران ظهور حضرت حجت عج

علم و تعهد به منزله دوبال براى رسیدن به مراتب ترقى و تعالى هستند

بسم الله الرحمن الرحیم‏

چه مجلس شورانگیزى است و چه اجتماع مبارکى، یک روز بود که دانشگاه و حوزه‏هاى علمیه نه آنکه از هم جدا بودند،

جوى بوجود آورده بودند که با هم شاید دشمن بودند، نه دانشگاهى تحمل روحانى را داشت و نه روحانى تحمل دانشگاهى. اساس هم این بود که این دو قشرى که با اتحادشان تمام ملت متحد مى‏شوند، از هم جدا نگه دارند و باهم مخالفشان کنند تا ملت اتحاد پیدا نکند. بحمدالله در این نهضت اسلامى، این انقلاب اسلامى، این تحول بزرگ حاصل شد که هیچ یک از این دو طایفه خودشان را از دیگرى انشاء الله جدا نمى‏دانند. آن وحشتى که دانشگاهى‏ها از معمم داشتند و آن وحشتى که معممین از دانشگاهى‏ها داشته اند، به اذن خداى تبارک و تعالى مرتفع شد و حالا شما برادران دانشگاهى و برادران روحانى در کنار هم براى رفع مشکلات و براى به پیروزى رساندن انقلاب مجتمع هستید.

دانشگاه و حوزه‏هاى علمیه روحانیون مى‏توانند دو مرکز باشند براى تمام ترقیات و تمام پیشرفت‏هاى کشور و مى‏توانند دو مرکز باشند براى تمام انحرافات و تمام انحطاطات. از دانشگاه هست که اشخاص متفکر متعهد بیرون مى‏آید. اگر دانشگاه، دانشگاه باشد، اگر دانشگاه واقعاً دانشگاه باشد و دانشگاه اسلامى باشد یعنى در کنار تحصیلات متحقق در آنجاتهذیب هم باید، تعهد هم باشد، یک کشورى را اینها مى‏توانند به سعادت برسانند. و اگر حوزه‏هاى علمیه مهذب باشند و متعهد باشند، یک کشور را مى‏توانند نجات بدهند. علم تنها اگر ضرر نداشته باشد، فایده ندارد. تمام این، وقتى ما به یک نظر وسیعى به همه دنیا و به همه دانشگاهائى که در دنیا هست بیندازیم، تمام این مصیبت‏ها که براى بشر پیش آمده است ریشه‏اش از دانشگاه بوده، ریشه‏اش از این تخصص‏هاى دانشگاهى بوده. اینهمه ابزار فناى انسان و اینهمه پیشرفت‏هایى که به خیال خودشان در ابزار جنگى دارند، اساسش از دانشمندانى بوده که از دانشگاه بیرون آمده‏اند. دانشگاهى که در کنار او اخلاق نبوده است، در کنار او تهذیب نبوده است و تمام فسادهائى که در یک ملتى یا ملت پیدا شده از حوزه‏هاى علمیه‏اى بوده که متعهد به دستورات اسلامى نبوده‏اند. تمام این ادیانى که ساخته شده است از دانشمندان و علما سرچشمه گرفته است ؛ علمى که پهلوى او اخلاق و تعهد اسلامى نبوده است، تهذیب نبوده است. دنیا را

صحیفه نور ج 13 صفحه 207

دانشگاه به فساد کشانده است و دنیا را دانشگاه مى‏تواند به صلاح بکشد. دانشگاه سرتاسر جهان اگر چنانچه موازین انسانى را، اخلاق انسانى را، آنچه که در فطرت انسان است، در کنار تعلیم و تعلم قرار بدهند، یک عالم، عالم نور مى‏شود. و اگر چنانچه تخصص‏ها و علم‏ها منفصل باشد از اخلاق، منفصل باشد از تهذیب، منفصل باشد از انسان آگاه، انسان متعهد، اینهمه مصیبت‏هائى که در دنیا پیدا شده است از همان متفکرین و متخصصین دانشگاه‏ها بوده. این دو مرکز که مرکز علم است هم مى‏تواند مرکز تمام گرفتارى‏هاى بشر باشد و هم مى‏تواند مرکز تمام ترقیات معنوى و مادى بشر باشد. علم و عمل، عمل و تعهد به منزله دو بال هستند که با هم مى‏توانند به مراتب ترقى و تعالى برسند.

دانشگاه در سراسر دنیا در خدمت ابرقدرت‏ها هستند و ما مى‏خواهیم نباشند

شما 50 سال دیدید که در این حکومت جائر دانشگاه بود، اساتید دانشگاه بودند و کشور ما را همان اساتید دانشگاه و همان دانشگاه‏ها کشاندند به دامن ابر قدرت‏ها. این فاجعه بوده است براى این ملت که ابزار علمش دست کسانى باشد که متعهد نیستند و به فکر کشور خودشان نیستند. این فاجعه است که ابزار علم در دست اشخاصى باشد که متعهد نیستند و اخلاق اسلامى ندارند. فرق، بین دانشگاه و حوزه‏هاى علمیه نیست در اینکه اگر همراه با علم، تعهد باشد، تزکیه باشد، با این دو بال علم و اخلاق و عمل مملکت خودشان را، کشور خودشان را نجات مى‏دهند و از حلقوم آنهائى که مى‏خواهند همه چیز ما را ببرند نجات مى‏دهند و اگر علم تنها باشد، فقط در دانشگاه‏ها تحصیل علم باشد، در مدارس تحصیل علم باشد، این علم انسان را به فنا مى‏کشد منشاء همه گرفتاریهاى یک کشور از دانشگاه و حوزه‏هاى علمى و منشاء همه سعادت‏ها، مادى و معنوى. از دانشگاه است و حوزه‏هاى علمى. اینکه نقشه‏هاى بزرگ براى نفوذ کردن در دانشگاه‏ها و تربیت کردن جوان ما را به یک تربیت‏هائى که بر خلاف مصالح کشورشان است، این براى این است که اگر دانشگاه فاسد بشود، یک کشور فاسد مى‏شود. اگر دانشگاه فقط نظرش به این باشد که تحصیل علم بکند، ما فرض این را مى‏گیریم که خیر، خوب هم تحصیل مى‏کرد (در صورتى که اینطور نبود)، اگر ما فرض بکنیم که در دانشگاه تمام علوم و فنون به وجه اعلا پیاده مى‏شود و به جوان‏هاى ما تعلیم مى‏شود، لکن در پهلوى او تبلیغاتى است که همین علم را آلت قرار مى‏دهند از براى انحطاط یک کشور. اینهائى که از دانشگاه‏ها بیرون آمده بودند و به مقام‏هاى وزارت و کذا رسیده بودند و به مقامات دیگر، همین‏ها بودند که ما را به دامن شرق و غرب کشاندند و ما را وابسته کردند به آنها. ما که مى‏گوئیم که باید دانشگاه و فرهنگ اصلاح بشود، ما نمى‏خواهیم که دانشگاه نباشد، ما مى‏خواهیم دانشگاهى باشد که براى ملت باشد، براى خودمان باشد. دانشگاهى که در خدمت آمریکا باشد، نبودش بهتر است. اینقدر اشخاص از تعطیل دانشگاه ناراحتند، دانشگاهى که به حسب آنچه که به من یکى از مطلعین گفت همین چند روز پیش از این، دانشگاهى که اتاق جنگ بوده براى کردستان یعنى در دانشگاه اتاقى بوده است که جنگ کردستان را، جنگ دموکرات را و سایر اشرار را اینها اداره مى‏کرده‏اند، شماها یک همچو دانشگاهى

صحیفه نور ج 13 صفحه 208

مى‏خواهید؟

شما که فریادتان بلند شده است که چرا دانشگاه تعطیل است، مى‏خواهید یک همچو دانشگاهى باز بشود؟ اتاق جنگ باز بشود براى هدایت دموکرات و امثال این که ایران را به باد فنا بدهند این دانشگاه را شما مى‏خواهید؟ تاسفتان براى این دانشگاه است آیا این دانشگاه اگر بسته باشد بهتر نیست که باز باشد؟ البته باید براى این اشخاصى که مامورند که انقلاب فرهنگى دانشگاه را درست بکنند تعجیل بکنند که در اول مرتبه، فرصت عمل حاصل شده باشد و دانشگاه، دانشگاه اسلامى و دانشگاه براى خود ملت باشد. والا همین ما در دانشگاه را باز کنیم و هر که مى‏رود برود، شما مگر ندیده‏اید که آنوقت که دانشگاه باز بود چه فسادهائى بود، دانشگاه سنگر بود از براى کمونیست‏ها و اتاق جنگ بود براى کمونیست‏ها و شما تأسف مى‏خورید که این دانشگاه نیست؟ مى‏فهمید چه مى‏گوئید؟ از روى فهم مى‏گوئید؟ اگر از روى فهم مى‏گوئید، باید تکلیفتان معین بشود و اگر از روى نادانى مى‏گوئید، چطور شما این دانشگاهى را که در چندین ماه پیش، در یک سال، چقدر پیش، مرکز همه فسادها قرارش داده بودند و در چنگال کمونیست‏ها و چریک‏ها و سایر ارگان‏هاى منافق بود حالا مى‏خواهید باز بشود، مى‏خواهید باز آنها بیایند؟ تأسف شما بر این است که چرا منافقین نباشند در دانشگاه تأسف شما بر این است که چرا اسلام باید باشد در دانشگاه دانشگاهى که مرکز یک همچو کارهایى باشد، این دانش هم حتى ندارد، براى اینکه تحصیل و دانش وقت مى‏خواهد، وقت آرام مى‏خواهد، محیط آرام مى‏خواهد، محیطى که هر روز به جان هم بیفتند و به هم بکوبند هم را، این محیط نمى‏تواند محیط حتى علم باشد. شمایى که دانشگاه را مى‏خواهید با همان وضعش باز بشود، شما مى‏خواهید ما را به همان وابستگى‏هایى که داشتیم ما را برسانید و ما بر گردانید به حال وابستگى. نه دانشگاهى دیگر حاضر است به این کار و نه ملت حاضر است. شماها که اینقدر دلسوزى براى دانشگاه مى‏کنید و تعطیل، خوب بیائید وارد بشوید در کار، دانشگاه را یک دانشگاه اسلامى‏اش کنید، کمک کنید، نه اینکه بنشینید بنویسید که چرا دانشگاه تعطیل است آن دانشگاه را شما مى‏خواهید؟ دانشگاه زمان رضاخان و زمان محمدرضا را مى‏خواهید شما؟ مى‏خواهید از دانشگاه امثال شریف امامى بیرون بیاید؟ اصلاح کنید خودتان را آقا، توجه شما ندارید به مسائل، خدا نکند که توجه داشته باشید، لکن حمل به صحت این است که توجه شما ندارید به مسائل، شم سیاسى شماها ندارید. دانشگاه در سرتاسر دنیا در خدمت ابر قدرت‏ها هستند و بوده‏اند و ما مى‏خواهیم نباشد این. در دانشگاه‏هاى ما هم اصلا" علمش هم اینقدرها نبود، یک عده‏اى، البته هم متعهد بودند و هم چه، اما در اقلیت واقع شده بودند که مشت محکم کمونیست‏ها نمى‏گذاشت اینها کارى انجام بدهند. حالا هم اگر دانشگاه باز بشود، اساتید متعهد داشته باشیم، نمى‏گذارند اینها که دانشگاه، دانشگاه باشد، حتى دانشگاه، دانشش هم در آن نبود، اگر دانش در آن بود، چرا الان بعد از اینهمه سال و میلیاردها خرج و بودجه این ملت صرف شد و حالا وقتى که مى‏خواهند یک مریضى را که یک قدرى مرض آن مشکل است معالجه کنیم، مى‏گوئید باید برود به خارج؟ این وابستگى نیست؟ شما یک همچو دانشگاهى

صحیفه نور ج 13 صفحه 209

مى‏خواهید که بعد از پنجاه سال مریضش باید برود در انگلستان خودش را معالجه کند؟ اگر دانشگاه به همان حال باشد، هر روزى که بر دانشگاه بگذرد بر فساد این مملکت اضافه مى‏شود، ما را خواهى نخواهى دانشگاه مى‏کشد به دامن آمریکا یا شوروى. این نمى‏شود غیر از این، براى اینکه اساس از دانشگاه شروع مى‏شود، مردم بازار نمى‏توانند ما را بکشند به دامن شوروى یا آمریکا، مردمى که دهقان هستند نمى‏توانند ما را بکشند به دامن این و آن، مردمى که در کارخانه‏ها هستند نمى‏توانند این کار را بکنند معممین هم نمى‏توانند این کار را بکنند ولو اینکه در آنها آدم فاسد باشد. آن که مى‏تواند ما را وابسته کند و در دامن آمریکا یا شوروى بکشد، دانشگاه است براى اینکه همه چیز ما در دانشگاه است. همت کنید با هم دانشگاه را اصلاح کنید. هى ننویسید که چر دانشگاه باز نمى‏شود. آن دانشگاه نباید باز بشود. دانشگاهى که امثال شریف امامى را تربیت مى‏کند نباید هم باز بشود. دانشگاه باید علم و تخصص را به آن مرتبه عالى برساند و تعهد و اخلاق و اسلامیت را هم به آن مرتبه عالى. باید مهذب بشود، هم دانشگاه هم حوزه‏هاى علمیه.

این دو مرکز (فیضیه و دانشگاه) باید با هم باشند و علم و عمل را به منزله دو بال بدانند

باید از حوزه‏هاى علمیه یک عالمى به تمام معنا متعهد بیرون بیاید و مرکز ساخت انسان باشد و دانشگاه هم مرکز ساخت انسان. ما انسان دانشگاهى مى‏خواهیم، نه معلم و دانشجو. دانشگاه باید انسان ایجاد کند و انسان بیرون بدهد از خودش، اگر انسان بیرون داد از خودش، انسان حاضر نمى‏شود که کشور خودش را تسلیم کند به غیر، انسان حاضر نمى‏شود که تحت ذلت برود و اسارت، آنها هم از انسان مى‏ترسند. سابق رضاخان از مدرس مى‏ترسید براى اینکه انسان بود. آنوقت هم مدرس از قرارى که از او نقل کرده‏اند گفته بود که: در مجلس ما یک مسلمان هست، آن هم ارباب کیخسرو. رضاخان رقیب خودش را مدرس مى‏دانست، به دیگران اعتنایى نداشت. رقیب خودش را مدرس مى‏دانست که وقتى که مى‏ایستاد و صحبت مى‏کرد، متزلزل مى‏کرد همه را. یک انسان بود، وضع زندگیش آن بود که شما شنیدید که من دیدم. وقتى که وکیل شد یعنى از اول به عنوان فقیهى که باید در مجلس باشد تعیین شد، آنطور که نقل کرده‏اند یک گارى با یکى اسبى در اصفهان خریده بود و سوار شده بود و خودش آورده بود تا تهران، آنجا آن را هم فروحته بود و منزلش یک منزل محقر از حیث ساختمان، یک قدرى بزرگ بود ولى محقر از حیث ساختمان و زندگى یک زندگى مادون عادى که در آنوقت لباس کرباس ایشان زبانزد بود، کرباسى که باید از خود ایران باشد مى‏پوشید. این وطنخواه‏ها کدام لباسشان مال ایران است؟ باید همه اشخاصى که علاقه دارند به این کشور، علاقه دارند به اسلام، علاقه دارند به این ملت توانشان را روى هم بگذارند براى اصلاح دانشگاه، خطر دانشگاه از بمب خوشه‏اى بالاتر است، چنانچه خطر حوزه‏هاى علمیه هم از خطر دانشگاه بالاتر است. باید تهذیب بشوند اینها، باید اشخاص متعهد چه در حوزه‏هاى علمیه و چه در دانشگاه کمر خودشان را محکم

صحیفه نور ج 13 صفحه 210

ببندند براى اصلاح. حالا شما آقایان یک قدم را برداشتید و این قدم پربرکتى است و او اینکه آن دیوار بزرگى که بین شما کشیده بودند آن سد عظیمى را که ما بین به اصطلاح فیضیه و دانشگاه کشیده بودند، آن سد را شما شکستید. این قدم اول است که شما برداشتید و قدم‏هاى بعد کوشش در اینکه از همه جهات مستقل باشید و وابسته نباشید. من این عرضى را که مى‏کنم، خوب دیگر نمى‏توانم بعد ببینم شما را که به آن مرتبه رسیده‏اید، من دیگر اواخر کار است براى من اما من مى‏گویم که دیگران و نسل‏هاى آتیه‏اى که انشاء الله مى‏آیند متوجه باشند که این دو مرکز باید با هم باشند و این دو مرکز باید علم و عمل، علم و تهذیب را به منزله دو بالى بدانند که با یکى از آنها نمى‏شود پرید، قدم‏هاى بعد تهذیب است. مهم این است که دانشگاه یک کسى که از آن بیرون بیاید بفهمد که من با بودجه این مملکت تحصیل کرده‏ام، متخصص شده‏ام، به مقامات عالیه علم رسیده‏ام و باید براى این مملکت خدمت بکنم و براى استقلال این کشور باید خدمتگزار باشم. باید این اساتید دانشگاه آن چیزهایى که در سال‏هاى طولانى و خصوصاً در این تقریباً 50 سال آخر در مغز این جوان‏ها انباشته کرده‏اند و به آنها همچو باورانده بودند که ما خودمان چیزى نیستیم و باید همه چیزمان از آنجا باشد، که این موجب این شد که مغزهاى اینها به کار نیفتاد براى اینکه خودشان یک چیزى را ایجاد کنند، باید آنهائى که به این کشور علاقه دارند، آنهائى که به این ملت علاقه دارند، آنهائى که خودشان وابسته نیستند و خدمتگزار ابرقدرت‏ها نیستند، آنها همت کنند به اینکه دانشگاه را یک مرکزى درست کنند که مرکز علم و تهذیب باشد، که همه تخصص‏ها در خدمت خود کشور باشد نه اینکه متخصص بشود و با آن تخصصش ما را به دامن آمریکا بکشد، متخصص بشود و با آن تخصصش به کشور ما ضربه وارد کند، هر چه متخصص تر بدتر. آن کسى که مهذب نشده است و آن کسى که براى کشور خودش احساس نکرده که من براى این کشور هستم و از این کشور من استفاده کرده‏ام و استفاده علمى‏ام را باید به این کشور تحویل بدهم، اگر چنانچه این احساس نباشد و این باور نباشد، دانشگاه بدترین مرکزى است براى اینکه ما را به تباهى بکشد و اگر این احساس پیدا شد و این اساتید دانشگاه، آنهائى که متعهدند، آنهائى که توجه دارند، آنهائى که در زمان سابق براى این مملکت غصه مى‏خوردند باید خودشان را مجهز کنند که این فرزندان ایران، متعهد و در خدمت خود ایران باشند. اگر اینطور بشود، دانشگاه بالاترین مقامى است که کشور ما را به سعادت مى‏رساند. دانشگاه دو راه دارد: راه جهنم و راه سعادت، راه ذلت و مسکنت و نوکر مابى و امثال اینها و راه عظمت و عزت و بزرگ منشى. دانشگاه، همین دانشگاه را تا دانشگاه ما داریم فایده ندارد، ما دانشگاه 50 سال است داریم و از دانشگاه هر چه فساد توى این مملکت پیدا شد از این اشخاصى بود که در دانشگاه تحصیل کرده بودند، تخصص هم شاید داشتند. آن احمدى زمان رضاخان که بسیارى از رجال این مملکت را او با آمپولش کشت، آن هم از دانشگاه‏ها، تخصص هم داشت ولى تخصص را به این راه که آنهائى را که امر مى‏شد به او که باید کشته بشوند، با یک آمپول مى‏زد و مى‏کشت. شما یک همچو دانشگاهى مى‏خواهید و یک همچو اساتیدى و یک همچو تخصصى از آن طرف هم دانشگاه، از آن اشخاص شریف بیرون مى‏آید و ما مى‏خواهیم همه‏شان شریف باشند. و

صحیفه نور ج 13 صفحه 211

فیضیه، اگر تهذیب در کار نباشد، علم توحید هم به درد نمى‏خورد. العلم هو الحجاب الاکبر هر چه انباشته تر بشود علم، حتى توحید که بالاترین علم است انباشته بشود در مغز انسان و قلب انسان، انسان را اگر مهذب نباشد، از خداى تبارک و تعالى دورتر مى‏کند. باید کوشش بشود در این حوزه علمیه، چه حال و چه بعدها کوشش بشود که اینها را مهذب کنند. در کنار علم فقه و فلسفه و امثال اینها، حوزه‏هاى اخلاقى، حوزه‏هاى تهذیب باشد و حوزه‏هاى سلوک الى الله تعالى . شما میدانید که مرحوم شیخ فضل الله نورى را کى محاکمه کرد؟ یک معمم زنجانى، یک ملاى زنجانى محاکمه کرد و حکم قتل را او صادر کرد. وقتى معمم ملا، مهذب نباشد، فسادش از همه کس بیشتر است. در بعضى روایات هست که در جهنم، بعضى‏ها، اهل جهنم از تعفن بعضى روحانیین در عذاب هستند و دنیا هم از تعفن بعضى از اینها در عذاب است. تا اصلاح نکنید نفوس خودتان را، از خودتان شروع نکنید و خودتان را تهذیب نکنید، شما نمى‏توانید دیگران را تهذیب کنید. آدمى که خودش آدم صحیحى نیست نمى‏تواند دیگران را تصحیح کند، هر چه هم بگوید فایده ندارد. کوشش کنند علمائى که الان در حوزه‏ها هستند، در هر حوزه‏اى از حوزه‏هاى اسلامى که این جوان‏ها که با یک فطرت سالم مى‏آیند، بعد از ده، بیست سال با یک فطرت فاسد بیرون نروند. تهذیب لازم است، هم در شما و هم در شما، التبه همه، همه ملت و همه انسان‏ها باید مهذب بشوند، لکن تاجر اگر مهذب نشد، کارش یک کار گرانفروشى و نمى‏دانم اینهاست که وقتى همه‏اش را روى هم بگذارند فسادش زیاد است اما یک نفر اینقدرها فساد ندارد، اما عالم اگر فاسد بشود یک شهر را، یک مملکت را به فساد مى‏کشد، چه عالم دانشگاه باشد و چه عالم فیضیه فرقى نمى‏کند. انشاء الله خداوند تبارک و تعالى این قدمى را که شما عزیزان برداشتید و آن وحدت بین شما و دانشگاه و شما و روحانیون، این قدم را مبارک کند و توجه به این داشته باشید که حالا که شما نزدیک به هم دارید مى‏شوید نقشه‏هائى که براى جداکردن شما از هم است بیشتر به کار مى‏افتد.

حالا شیاطین بیشتر در فکر هستند که روحانى را از یک طرف بکوبند و دانشگاهى را از یک طرف‏

آنوقت جدا کرده بودند شما را از هم، یک دیوارى کشیده بودند، شما آنطرف و آنها هم آن طرف، هر دو هم به هم بدبین و آنها هم استفاده‏اش را مى‏کردند. حالا که مى‏بینند که یک تحولى پیدا شده است، دانشگاهى متمایل شده است به روحانى، روحانى متمایل شده است به دانشگاهى، با هم هستند و مى‏خواهند با هم کشور خودشان را به پیش ببرند، حالا شیاطین بیشتر در فکر هستند که روحانى را از یک طرف بکوبند و دانشگاهى را از یک طرف و فساد کنند بین این دو تا، به آنها بگویند که اینها چطورند، به اینها بگویند آنها چطورند. چشم‏هایتان را باید خیلى باز کنید در این زمان چشم و گوش‏ها باید خیلى باز باشد که یک وقت مى‏بینید از داخل خود دانشگاه و از داخل خود فیضیه شما را به فساد مى‏کشانند، شما را به تفرقه مى‏کشانند. اینها نمى‏توانند ببینند، اینهایى که نمى‏خواهند این

صحیفه نور ج 13 صفحه 212

کشور یک کشور صحیح و سالم باشد و ارباب‏هاى آنها که از اول هم نمى‏خواستند مى‏توانند ببینند که شما با هم مجتمع شده‏اید و مى‏خواهید با هم کار کنید. آنها عواقب این امر را براى خودشان مى‏دانند که اگر حقیقتاً دانشگاهى و حوزه‏هاى علمى و همه دانشگاه‏ها در هر جا که هستند اینها با هم بشوند و با هم نقشه داشته باشند براى پیروز کردن انقلاب، این براى آنها چه عواقبى دارد. آنها این مطالب را مطالعه کرده‏اند، مى‏فهمند و در صدد این هستند که نگذارند شماها با هم باشید. چشم و گوشتان را، چه دانشگاهى‏ها و چه طلاب علوم روحانى چشم و گوشتان را باز کنید و هر که به شما یک مطلبى بود گفت که در آن مسیر باشد، توجه کنید که این یک غرضى در آن هست. هر وقت آمدند گفتند روحانى چه جورى است و هر وقت آمدند گفتند دانشگاهى چه جورى است، بدانید که این کارى که شما کردید، براى آنها سنگین دارد تمام مى‏شود و باید انشاء الله به پیش بروید و اشخاصى هم که هر کس در هر جا هست و مى‏تواند خدمت بکند به این اجتماع و خدمت بکند به این دانشگاه و خدمت بکند به این فیضیه، باید خدمت بکند که آنها را، هم مهذب کند و هم عالم، متخصص و هم متحد. من امیدوارم به اینکه شماها این قدم را برداشتید، این قدم‏ها یک قدم‏هاى بلندترى در دنبال داشته باشد و با فضل خداى تبارک و تعالى شما این مملکت خودتان را نجات بدهید از این انگل‏هائى که حالا دارند فساد مى‏کنند و از انگل‏هائى که بعدها هم خواهند آمد.

والسلام علیکم و رحمه الله وبرکاته‏

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۹۲/۰۶/۱۵
  • ۱۲۸ نمایش
  • محمد معین آقاشاهی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی